سردشت..
همسر عزیز و مهربونم اومدن حکم استخدامیتو تبریک میگم..
بالاخره بعد این همه انتظار حل شد
بالاخره بعد این همه انتظار حل شد
شروع شدنه یه دوره ی جدیدی از زندگیمون واسم خیلی هیجان داره.. 
همش به این فکر میکنم سردشت چه جور شهریه؟؟ خونه ای که بگیریم چه جوریه.. چند سال قراره اونجا باشیم..
ایشالله که همه چی به خوبی و خوشی بگذره.. احتمالا 2 ماه دیگه 3 تایی اونجا داریم زندگی میکنیم..
شهرام جونم اصلا به دوریت عادت ندارم.. از لحظه ای که راه میوفتی میری دلم میگیره تا برگردی
خدایا ازت صبر میخوام.. میخوام کمکم کنی نی نیمون به سلامتی به دنیا بیاد و اونجا هم بتونیم یه خونه ی خوب بگیریم زودتر بریم با هم باشیم.. 
دنیای کوچولو خوشگلم بی صبرانه منتظر تو آغوش گرفتنتیم.. 30 روز دیگه..
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 17:59 توسط دختری از ایران زمین..
|