تقویمم و گم کردم کلی از خاطرات امسالم رفت ناراحتم. کاش پیدا شه..

وبلاگم همیشه هست واسه ثبت خاطراتم ولی حیف که زیاد وقت آپ کردن ندارم. الانم بعد چند ماه اومدم.. روزای قشنگی گذشته ..

آنیتام داری روز بروز بررگتر میشی و من لذت میبرم.کاش زود این روزا نگذره میدونم یه روز حسرتش و میکشم.. الان که جفتمون سرماخورده ایم. سخت بودا ولی دیگه آخراشه.. آقایی مریض نشی انشالله..

امروزم که سعیده جونم تو دکتر رفتنمون خیلی کمک کرد. مرسی که هستی.

چقدر داره زمان زود میگذره. باز یه یلدای دیگه.. پارسال یلدا آقایی سورپرایزم کرد.الانم خیلی دلم یه سورپرایز میخواد. کاش اتفاق بیوفته.. 

دختر نازم بوسیدنات بهم زندگیه دوباره میده.. دوستون دارم..